تبليغاتX
متفاوت

متفاوت

احساس، فکر و ديد متفاوت(عشق، هنر، فیلم و.. شناخت انسان در ابعاد گوناگون: مطالعات فرهنگی)

اظهار ارادت         

حیفم اومد سالگرد دکتر شریعتی رو همین جوری رد بشم. از طرفی هم نوشتن در مورد اون کار سختیه و وقت باید گذاشت که متاسفانه من الان نمی تونم. ولی همینو بگم که اونو خیلی دوست دارم و یه جورایی تو یکسری جنبه ها برام یه الگوست. اینم عکسه دختره خلفشه. عضو هیات علمی دانشگاه تهران ـ علوم اجتماعی که مردم عادی کمتر میشناسنش. ولی فرزند خلف پدر از همه بیشتر برازنده ایشونه. در نوشته « نگاهی به علوم اجتماعی در ایران» چند سطری در مورد ایشان نوشته بودم.  (با اجازه از نویسنده وبلاگ خدای من: سید)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 13:35  توسط رشیدی  | 

         انسان چيست؟

 

آيا روان انسانی/ حافظه انسانی/ همان روح انسان قابل تکثير است؟

آيا با تکثير جسم. روان/حافظه/ روح انسان هم تکثير می شود؟

انسان دارای چه ابعادی ست؟

اين ابعاد با هم چه رابطه ای دارند؟

آيا اين سوالات در حيطه قلمرو درک ماهست؟ آيا ما به اين حوزه راه داريم؟ آيا ما ابزار آگاهی نسبت به اين حوزه ها را داريم؟

علم(مدرن) در اين حوزه چه برای گفتن دارد؟

دين چه می گويد؟ آيا او به ما در شناخت آن به ما کمک می کند؟(من دين های الهی را به ويژه قرآن و دين اسلام را حاوی نوعی آگاهی/ شناخت/ علم می دانم. و از آن هميشه به عنوان يک منبع استفاده می کنم.)

رشد علم تا کجاست؟

تا کجا می خواهد برود؟ تا ساختن انسان؟يا به قول کارشناس، به نظر من کم عمق برنامه،دست در کار خلقت/ دخالت در کار خدا. همان چيزهايي که مردمان قديم به اغلب دانشمندان پيشرو می گفتند و آنها را تکفير می کردند. در کار خدا دخالت می کنيد!، بيماری را شفا می دهيد، او را از مرگ رها می کنيد!. در کار خدا دخالت می کنيد!، در طبيعت خدا دخالت می کنيد!. و باز در کار خدا دخالت می کنيد!، در جامعه دخالت می کنيد!، در سرنوشت انسان ها در سرنوشت گروههای انسانی/ جامعه دخالت می کنيد! دست می بريد!، قضا و قدر اين است. همه اينها اتهامت دانشمندان/ روشنفکران/ اصلاحگران.. در تاريخ بوده وهست.

چه کسی می گويد خدا آنطور که شما فکر می کنيد مقدر کرده؟

شما اصلا خدا را نمی شناسيد؟ اراده و جايگاه او را نفهميده ايد.

  کمی هم از فلسفه کمک بگيريم- اراده خدا در طول اراده ماست نه در عرض آن ؟

آن احمق - ببخشيد البته من از کسی که نداند که نداند که نداند و به خود هم اجازه دهد در يک رسانه با اين وسعت مخاطب حرف بزند، آن هم با چنين قطعيتی بدم می آيد و گاهی اوقات چنين چيزهايی را نثارشان می کنم  البته  اولين بار است دارم ثبتش می کنم – می گويد در مخلوقيت خدا دخالت کنيم، مگر در درست کردن يک گلوله برف، يک صندلی/ يک درخت و حتی يک فرزند چنين سوالی به ذهنت خطور می کند؟ حالا برای درست کردن يک موجود شبيه به خود اين سوال به ذهن می آيد. جالب است برخی از فقهای ما هنوز ساختن هر گونه مجسمه را حرام و حتی کشيدن نقاشی موجودات زنده را مشکل دار می دانند و يکی از دلايل مهم عدم رشد اين رشته های هنری در جامعه ما همين است، البته من برای استدلالها و اسناد آنها احترام قائل هستم، و شايد هم اگر اين مساله رعايت می شد کار به اين جاهای باريک نمی کشيد. کلونی/ همانندسازی!!!!!!!!!!!

البته من حالم از اين روحانيون و دين دارانی که در برخورد اوليه با يک موضوع جديد چنان موضعی می گيرند که انگار زمين و زمان بهم ريخته و آنرا تکفير کرده و طرفدارن آن را ملحد می خوانند و پس از مدتی که در واقعيت ديدند که توانايی مقابله و ايستادن در مقابل آنرا ندارند و شروع به توجيه و در نهايت تصديق و کمال پررويی حتی آنرا از قبل در معارف موجود بوده می گويند حالم بهم می خورد- ببخشيد بد می شود. نمونه بارز آن در علم نظريه تکامل داروين است. واقعا من که می مانم از کار اينها. اگر شما چيزی را نمی دانيد يا نظر خودتان است ، چرا به دين می چسبانيد؟! اين می شود سوء استفاده از قدرت، و شايد تعصب بر افکار قديم بدون دليل. افکار ابا و اجداد، همچون کليسايان در برابر کشف گاليله.

بس است! کی می خواهيد از اين کار دست برداريد؟

البته اشتباه نشود ما بايد در نظر داشته باشيم که اتفاقي نيست که کارشناس يک برنامه نظری دارد و می دهد. مگر اينکه خودمان را به خريت بزنيم يا در عقل و .. تهيه کننده شک کنيم. حتما يک کارشناس (البته اگر کارشناس باشد) ديدگاه تهيه کننده را بيان می کند، يا ببخشيد بلقور می کند.

اشتباه نشود من منظورم کارشناس/ مجری برنامه بوده نه آقای بلخاری که به ايشان ارادت و احترام دارم و برای شخصيت و فکر و علمش ارزش قايل هستم و شخصا هميشه از ارتباط با او بهره برده ام. البته به نظر می رسيد/ به نظر من، نظر آقای بلخاری با مجری متفاوت بود در مساله بالا و لی به همان دليلی که عنوان شد قرار نيست در اين برنامه صراحتا اشاره شود و آقای بلخاری تقريبا خود سانسوری کرد.

بخشهايی از گفته های دکترای فلسفه هنر آقای بلخاری اين بود که:

"قرن 21، قرن اعجازهای علمی است که اديان ، فلسفه و.. را به چالش می کشد.

علم قدرت تاثير در طبيعت را می دهد، علم در ذرات مادی نفوذ کرده، اورانيوم..

دين کليسايی با اعلام حرام بودن آن فاصله خود را با علم زياد می کند

فيلم ترديدهای ذهن سازندگان را بيان می کند و به اين ترتيب سوالی برای ما به وجود می آورد.

اين فيلم دارای چند پايان است که خود نشان از ترديد سازندگان و از طرفی نشان از ديد پست مدرن دارد.

درفيلم دانشمندی که اين کار(شبيه سازی) را کرده، می گويد: اين کار غير قانونی است ولی غير اخلاقي نيست.

با اين بيان می خواهد برخی تعارضات ميان اين دو را نشان دهد.

و در اين قرن تعارضات انسانی بر توافقات انسانی، جا خود را دارد عوض می کند. "

اينها همه جالب بود برای همين من نوشتم. اين حرف آخر آقای بلخاری دقيقا با بحث های پست مدرن، بنيادگرايی های مذهبی، ظهور همبستگی های قومی و برجسته شدن آنها و ... در ارتباط است. يعنی تفاوت مهم می شود و هست نه تشابه. يعنی تعارضات بزرگ می شود و مهم است نه تشابهات. يعنی هر کس هر جوری می خواهد زندگی کند و اصلا انسانها از تفاوتها هويت می گيرند در اين دوران.

 

فک کنم کمی قاطی پاتی شد.

فک کردم اين دفعه کمی فکرم رو آزاد بزارم، هرچی می خواد تراوش کنه و منم سعی نکنم به بند نظم بکِشمش. شايد کمی پست مدرن شد.

در حين و بعد از ديدن فيلم موهبت الهی/ خداداد(به ترجمه آقای بلخاری)، و نقد فيلم در برنامه سينما ماوراء شبکه چهار ، اين افکار را به ثبت رسوندم. قبلا هم چند باری برای اين کار سعی می کردم ولی چون سايتم متولد نشده بود جايی برای اون نداشتم و انگيزه هم با تولد سايت بيشتر شد و تا نيمه شب ساعت ۲ بيدار موندم و تايپ کردم.

البته بعضی بحثهای مهم و سوالهای اصلی که مطرح کردم موند، که اميدوارم بعدا بيشتر بشون بپردازم.

حتما شما هم کمک کنيد، دوست دارم با هم فکر و احساس کنيم و آنها را تبادل کنِيم. که يکی از نتايج اون اصلاح و يا قوی تر شدن همديگه هست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 1:59  توسط رشیدی  | 

مشخصات كامل كتاب

 ذهن بی خانمان: نوسازی و آگاهی

نويسندگان: پیتر برگر. بریجیت برگر. هانسفرید کلنر

ترجمه: محمد ساوجی. انتشارات: نشر نی. سال نشر ۱۳۸۱.

(این هم برای اونایی که خاسته بودن.)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 0:21  توسط رشیدی  | 

(ادامه معرفی کتاب ذهن بی خانمان)

بخش دوم: نوسازي

 

          دراين بخش به چگونگي ورود مدرنيته و نوسازي در جوامع جهان سوم و واكنشهاي مختلف نسبت به آن و تاثيرات آن در اين جوامع مي‌پردازد.             

          پاسخهاي ايدئولوژيك به نوسازي:

( ايدئولوژي: در معناي بسيار وسيع ، به گونه‌اي كه همه قضاياي حاوي بيان روشن نظري درباره واقعيت اجتماعي را دربرمي‌گيرد.)

1-     مقابله : در برابر ورود مدرنيته ايستادگي مي‌كنند و كلاً آنرا نفي مي‌كنند، كه اغلب سنت‌گراها هستند .

2-     پذيرش و تصديق: مدرنيته را تماماً تصديق و تاييد مي‌كنند و در برابر آن پذيرش كامل دارند.

3-     مهار يا محدود كردن: به سوسياليست رو مي‌آورند و با انتقادهايي به مدرنيته به صورت گزينشي قسمتهايي از آنرا مي‌پذيرند و تصديق مي‌كنند ، پذيرش اهداف نوسازي با حراست از نمادها و الگوهاي سنتي[مانند ايران].

 

بخش سوم: نوسازي زدايي

 

          با توجه به ساختهاي آگاهي مدرنيته و مسايل و مشكلاتي كه مدرنيته براي انسان جامعه مدرن ، زندگي او و ذهن او ايجاد مي‌كند، اين انسان در جستجوي ماوايي و خانه‌اي امن، آرام و آسوده است، او جوياي خانماني براي ذهن بي‌خانمان است، و به اين ترتيب با گريز از مدرنيته و مظاهر آن، عقلانيت‌ابزاري، برنامه‌ريزي، انتظار و عدم ثبات و عدم قطعيت به سوي عرفان نو، وحدت با طبيعت، انزال جنسي، سرمستي از موسيقي تند و مصرف مواد مخدر پناه مي‌برند. تاثيرهاي توهم‌زايي در اين وضعيت، گونه‌اي است كه ذهن ساخته عقلانيت كاركردي را، كه فرد زندگي روزمره خود را به كمك آن اداره مي‌كند، مختل مي‌سازد و آنها را از نظارتهاي عقلي آزاد مي‌كند.

  ( آخريش بود)

(این مطلب به طور کامل در هفته نامه فصل نو شماره ۴۱ آمده)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 22:51  توسط رشیدی  | 

زندگی مدرن

 

"شاندل" متفكر بزرگ اروپايي ‌قرن بيستم ‌در مورد چگونگي زندگي انسان در قرن بيستم مي گويد :

            « انسان اين عصر زندگي را وقف تهيه وسايل زندگي مي كند . »

   ما زندگي را در رنج مي گذرانيم تا راحتي و آسايش ايجاد كنيم. تمام عمر مي دويم با اين اميد كه لحظاتي بنشينيم .تمام عمر زحمت مي كشيم تا استراحت كنيم و البته عمر مي گذرد و راحتي و نشستن و آرامش را لمس نميكنيم و نمي يابيم، زيرا مرتبا از طريق اجتماع به ما نيازهاي جديد تلقين مي شود، و نيازهاي كاذب و مصنوعي در ما بوجود مي آورند.                                        

                                               (برگرفته از نوشته های سيدحسين علم الهدی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 22:7  توسط رشیدی  | 

                           علم و آموزش مدرن

 

         تكنولوژي مدرن به قدرت اين امكان را مي دهد كه بر انسان ، بر تمام اجزاء انسان و ابعاد مختلف آن تسلط كامل داشته باشد، جسمي  بيمارستان ، رواني تيمارستان ، مدرسه ، ارتش و كارخانه و اداره و ...

نظارت كامل و مجازات و تنبيه دقيق.

مكان هاي معين در پاسخ به دو ضرورت تبيين شدند :

يكي ضرورت مراقبت و قطع ارتباط هاي خطرناك ، و ديگري ضرورت ايجاد مكاني مفيد.

سازمان دهي مكان، رديف، يكي از جهش هاي بزرگ تكنيكي در آموزش ابتدايي بود.

ساختن جدول ها، يكي از مسايل اصلي تكنولوژي علمي ، سياسي و اقتصادي در سده هجدهم بود .جدول هاي زنده از جمعيت انسانها، رديف هاي گياهي و جانوري، جداول اقتصادي و .. .

جدول هم تكنيك قدرت بود، هم روش دانش، هدف سازمان دادن به كثرت و برخوردار شدن از ابزاري براي مشاهده و بررسي اين كثرت و تسلط بر آن بود. هدف تحميل نظم بر اين كثرت بود.

كاركرد جدول در علمِ طبقه بندي ، تعيين ويژگيها (و در نتيجه تقليل ويژگي هاي فردي ) و ساختن طبقه ها است.

ويژگي دادن به مراقبت و ادغام آن با رابطه ي تعليم و تربيت .

مجموعه اي از ماموران ، مباشران ، ناظران ، ناظمان ، مبصرها ، آموزشياران ، بازرسان و ...

ناظران بايد اسم كساني را كه نيمكت خود را ترك مي كنند، حرف مي زنند، تسبيح و كتاب دعا ندارند، در خيابان رفتاري وقيحانه دارند، يادداشت كنند.. .

اما انظباط شيوه خاصي از تنبيه را با خود آورد.

هر آنچه به قاعده سازگار نيست ، هر آنچه از قاعده دور مي شود، سرپيچي است .

يعني انحراف ها، كيفر پذير است.

امتحان تكينك هاي بايگاني بندي مراقبت كننده و تكنيك هاي مجازات بهنجار ساز را با يكديگر تركيب مي كند. امتحان نگاهي بهنجار ساز است، مراقبتي كه كيفيت سنجي، طبقه بندي و تنبيه را امكان پذير مي كند. امتحان نوعي رؤيت پذيري را در افرا د برقرار مي كند كه از رهگذر آن افراد تفاوت گذاري مي شوند و مورد قضاوت قرار مي گيرند.

در امتحان، جفت شدن مناسبات قدرت و مناسبات دانش جلوه هاي كامل و هويدا مي يابد.

امتحان (آزمون ، معاينه) همچنين  فرديت را وارد حوزه اسناد كرد.

امتحان  يك بايگاني كامل و ظريف و دقيق را در پي داشته و دارد.

                                 (برگرفته از نوشته های ميشل فوکو)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 7:10  توسط رشیدی  | 

                                        بزن بريم

 

بيا بنشينيم مثل برگ در سمت باد ، بيا خزان را به فراموشي بسپاريم .

بيا زندگي در امروز را درك كنيم بدون هيچ رنگي...

بيا به دور از هجوم واژه ها « دوست داشتن » را معنا كنيم .

بيا از هرچه زميني است تهي شويم و به هرچه آسماني است بپيونديم.

زنجيرهاي بسته شده به كفش هايمان را بازكنيم تا روي زميني بدويم كه خاكش باد باشد و سنگش ابر.

نسيم را رها كنيم، طوفان شويم.

بركه را رها كنيم،  به اقيانوس بيانديشيم.

به كوچك ها دل مبنديم تا بزرگ ‌شويم .

به ‌درختي راضي نشويم تا به جنگل برسيم.           

و با زمين گره مخوريم تا دستمان به آسمان برسد .

سمند انديشه مان را به فراسوي مرزهاي هستي برسانيم تا زندگي را نفس بكشيم.

 و بدانيم كه زندگي چه سخت و چه زشت است اگر غبار انديشه هاي كهنه ديروزمان را نزُداييم و امروز را نفهميم.

براي شروعي ديگر فصلي دوباره آغاز ميكنيم .

و دست ياري شما را در اين راه مي فشاريم.

مواظب باشيد دستتون له نشه.

                                                                                           ( با استفاده از متن س . حاجيلو )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 6:29  توسط رشیدی  | 

(ادامه خلاصه کتاب ذهن بی خانمان)

 

بخش اول : آگاهي مدرن

 

فصل يكم :توليد فن آورانه

           پرسشي كه براي بحث در اين فصل مطرح مي‌شود اين است كه همراهان ضروري توليد فن‌آورانه در سطح آگاهي كدامند؟ اين پرسش به آگاهي روزمره مردم عادي درگير در توليد فن‌آورانه توجه دارد.

 

ويژگيهاي نظام شناختي ذاتي :

1-    تحصيل و كاربرد آن

2-    سلسله مراتب متخصصان

3-    ماشين وارگي  : كار جزيي ذاتي از يك فرايند ماشيني و همخوان با آن

4-    باز توليدپذيري :‌جايگزيني و تكرار

5-    مشاركت در زنجيره توليدي

6-    اندازه پذيري : ارزشيابي و معيار براي كار

7-    بهره‌وري

ويژگيهاي روش شناختي :

1-    پاره تركيبي : قطعه‌هايي مرتبط و در عين حال مجزا

2-    تفكيك پذيري هدف و وسيله

3-    انتزاع ضمني : مفاهيم انتزاعي مختلف از پديده‌ها و اشيا ، مثلا پيچ مظهر ماشين

4-    روابط ناشناس اجتماعي

5-    بيشينه سازي

6-    وابستگي چندگانه : ارتباط چندگانه پديده‌ها با هم

 

   نكته قابل توجه اينكه اين آگاهيها در دسترس مستقيم افراد (كارگر) نيست، «به عبارت پديدارشناختي ضرورتا در شكلي مضمون‌پذير در دسترس كارگر نيست بلكه پس‌زمينه‌اي را براي مضمون سازي‌هاي او مهيا مي‌كند .››

در اين بخش به توضيح اين ويژگيها و تاثيرات آنها در حوزه‌هاي ديگر زندگي اجتماعي نيز مي‌پردازد، زندگي تقريبا در تمام ابعادش مورد هجوم اين ويژگي‌هاست .

            در كل با ديدي انتقادي به مدرنيته مي‌نگرد و ناخوشنوديها و يا ناخورسنديهاي ويژگيهاي ذكر شده و شرايط توليد  را بيان مي‌كند .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 22:30  توسط رشیدی  | 

غول يا بُت  امتحان

من امروز يك امتحان داشتم . با وجود آمادگي نسبي و اوپن بوك بودن امتحان ، داشتم با سختي ها،  دلشوره ها ، اضطرابهاي و ..  اون دست و پنجه نرم مي كردم كه اين افكار به ذهنم اومد، البته بدون پيش زمينه و مطالعه قبلي هم نبوده.

من موندم با این سیستم آموزشی امتحانی و ماهایی که یک لحظه هم در درست بودن با نبودن آن فکر نکرده ایم! واقعا که! خودم را می گویم به کسی بر نخورد.

مگر نمی شود آموزش و پرورش بدون آزمون و امتحان، مگر در نظام های قدیمی و شاید خیلی جدید آزمون به این معنا وجود داشته يا دارد، یا حتی در همین نزدیکی خودمان در حوزه های علمیه ـ البته نه از نوع تحت پوشش حوزه قم که خود نوعی از مدرنیزاسیون است ـ آزمونی به این صورت نیست ولی سیستم آموزشی به کار خود ادامه می دهد و مشکلی در رسیدن به اهدافش ایجاد نشده (کاری به مشکلات دیگر حوزه ها ندارم) .

کمی فکر کنیم، فوکو نکات زیبایی در این زمینه بیان می کند، واقعا انسان یک لحضه شکه می شود! اَ اَ اَ ! من چرا تا الان به این موضوع فکر نکرده بودم. چقدر گفتمان حاکم بر ما تسلط دارد و گویی ما را مسخ کرده است . سیستم ها و نظامهایی که در آن زندگی می کنیم و اصلا در مورد اینکه می شود جور دیگری هم باشد، یک لحظه فکر نمی کنیم. مثل اینکه در ناخودآگاه ما اینگونه نقش بسته، نمی دانم؟ احتمالا! شاید هم انسان باید اینگونه باشد تا بتواند راحت زندگی کند وگرنه همیشه دچار تردید و تغییر است. (مثل همه زندگی کن چرا به همه چی گیر می دی؟! و..) به هر حال من که نمی پسندم این گونه زندگی کردن را .

در مورد اینکه: آموزش امتحانی چه ویژگیهایی داره ؟ ربطش با مدرنیته چیه؟ آموزش بدون آزمون به این معنا که ما داریم چه جوری میشه؟ یا جایگزین این چیزی که من نقد می کنم چیه؟ و ... ، موضوعاتی هست که بعدا به اونا می پردازم .

اگه كسي دوست داره در اين موضوع مطالعه كنه، بحثهای فوکو ، ایلیچ و دیگراني كه الان يادم نيست،  می تونه مفید باشه.

خوشحال می شم شما هم مشارکت داشته باشید و نظراتتون رو برام بفرستید. حتما استفاده می کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 18:56  توسط رشیدی  | 

من سه تا بشقاب پرنده دیدم!

خودمم باورم نمی شد؟ شما هم حق دارید باور نکنید. چون اگه منم جای شما بودم باور نمی کردم. ولی این بار با دوتا چشمام دیدم. دیگه نمی تونستم انکارش کنم . مگه اینکه چشمامو انکار می کردم. حدود یک ماه پیش بود ولی حوصلم نگرفت بنویسم و تازه وبلاگم هم راه نیفتاده بود . جمعه یک فیلم داد در مورد بشقاب پرنده و موجودات فضایی که دوباره یادم اومد و گفتم باید بنویسم.

کوچیک تر که بودم این موضوع ها برام جالب و جذاب بود ولی همیشه به دیده تردید بهشون نگاه می کردم . بشقاب پرنده موجودات فضایی تمدنهای خارج از منظومه شمسی و.. . واقعا یه چیزایی هست که برای ما نوع بشر خارج از ذهن و ادراک و شناختمون هست. شاید هم همه اینا کارای محرمانه و جاسوسی باشه . ولی من که فک نمی کنم هیچ کشوری به این تکنولوژی ها رسیده باشه با وجود اینکه حتی بعضی ها سفر به ماه را هم دروغ رسانه ای آمریکا می دونن شواهد زیادی آوردن و یکی از مهمترین اونها اینه که چرا دیگه دوباره تکرار نشده. البته من نمی خوام در این مورد قضاوت کنم.

حالا جریان این بود که سه تا دایره نورانی در حدود اندازه ماه پشت ابرها در غروب حدود یک ماه پیش در زمانی که هوا داشت ابری می شد دیدم . اگه یادتون باشه بعدش تو شمال تهران رعد و برق و نیمچه توفانی اتفاق افتاد. اون سه تا یک اندازه یک شکل و با حرکتی منظم و شبیه به هم به صورت یک مثلث . دوتا در کنار اضلاع اون و یکی در وسط ارتفاع اون در این مسیر به صورت مسیقم حرکت رفت و برگشتی داشتند. مثل اینکه داشتن از یک چیزی تصویر برداری می کردند. جالب اینکه از پشت ابرها بیرون نمی اومدند . من خودم اول فکر کردم که رعد و برقه چون در همون حال تو آسمون رعد و برق هم می زد . ولی وقتی دقیق شدم مطمئن شدم نیست . تازه چون بازم باورم نمی شد و از طرفی هم به وجد اومده بودم می خواستم به یک خانواده ای که اونجا روی صندلی نشته بود بگم ولی گفتم بی خیال. داشتم ازشون رد می شدم  که دیدم بچه اونا داره به مادر و پدرش نشون می ده بعد به چند نفر دیگه نشون دادم و اونها با ناباوری تایید کردند .

بازم حالا که بهش فکر می کنم خودمم باز در تردیم . ولی نمیشه چشمهارو رد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 16:55  توسط رشیدی  | 

خلاصه و معرفی كتابِ ذهن بی خانمان

نوشته پیتر برگر و دیگران. ترجمه محمد ساوجی

 

مقدمه كتاب

در مقدمه تمامي رويكردها و نظرهايي موجود درباره مدرنيته را به چالش ميكشد و رويكرد پديدارشناسي را در اين باره روشنگر مي داند . با توجه به اين رويكرد مدرنيته را بر اساس روش ‹‹اپوخه›› يا‹‹ در پرانتز گذاشتن›› مورد شناخت قرار مي دهند . امتياز اصلي رهيافت خود را در امكاني ميبيند كه براي عرضه توصيف هايي درباره ساخت هاي آگاهي روزمره ‹‹ از درون›› و ربط اين ساختها به معاني عيني برآمده از فرايندهاي نمادين معين ‹‹از بيرون›› فراهم مي آورد .

در اين قسمت به تعريف و توضيح مفاهيمي كه در فصول بعد به كار رفته مي پردازد كه خلاصه آنها بعلاوه مفاهيم مهم ديگر اين كتاب به اين قرار است :

- مدرنيته : پديده تاريخي  كه علل و عوامل پيدايش آنرا مي توان به طور تجربي مورد تحقيق قرار داد به دور  از هر گونه پيش داوري و اصالت دادن به آن

- زيست جهان : معاني خاص مورد اشتراك افراد / تعاريف واقعيت

- آگاهي روزمره  : رشته‌اي از معاني كه به فرد مجال مي دهد تا راه خود را در ميان رويدادهاي معمولي و برخوردهاي زندگي پيش گيرد / آگلاهي مردم عادي آنطور كه زندگي معمولشان را به كمك آن پيش مي برند (در اين كتاب آگاهي نيز به همين معنا اشاره دارد )

- نظام شناختي : چيستي آگاهي يا شناخت

- روش شناختي  :  چگونگي تجربه آگاهي

- جامعه / جهان نمادين فرد : تعاريف فراگير ( جامع ) واقعيت مورد پذيرش و مشترك اكثريت افراد ( پس‌زمينه يا افق در پديدار شناسي ) كه جهت حف يكپارچگي لازم است

- حاملان(ساختار موجه‌نما) : نهادها و فرايندهاي نهادين خاصي كه مبناي اجتماعي ساخت‌هاي آگاهي روزمره هستند و عنصر خاصي از آگاهي را توليد يا منتقل مي‌كنند(در سطح كلان)و دو نوع است الف) اوليه : توليد مبتني بر فن‌آوري و ديوان سالاري (در بنيان مدرنيته و در ارتباط مستقيم با آن)     ب)ثانويه : شهرنشيني ، آموزش همگاني ، ارتباط جمعي (عارضي است و غير مستقيم مرتبط با مدرنيته)       

- انتقال : گسترش ساخت هاي آگاهي روزمره ( اغلب از حاملان اوليه به ثانويه )

مجموعه‌ها : مجموعه‌اي از فرايندهاي نهادين و آگاهيها به صورت تركيبي منسجم در جامعه (در ارتباط با حاملان ) 

                                                           (ادامه دارد)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 16:17  توسط رشیدی  | 

تشویش/ تحقیق / شک سازمان یافته

سقراط:                                                                                                                                                               اینکه من دیگران را مشوش می‌سازم، از آن رو است که خود نیز همواره در تشویشم. در مورد فضیلت نیز حال من چنان است، زیرا خود نیز نمی‌دانم آن چیست. ولی شاید تو پیشتر می‌دانستی و اکنون که دستت به تن من خورده است، آن را از یاد برده‌ای. پس بیا از تحقیق ملول نشویم، تا بلکه بتوانیم آن را پیدا کنیم [...] چون من به درستی این یقین دارم که پژوهیدن و آموختن، در حقیقت جز به یاد آوردن نیست، می‌خواهم به یاری تو درباره‌ی فضیلت تحقیق کنم.                                                                                                                                                    (با اجازه از میثم)


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 19:3  توسط رشیدی  | 

بسمه تعالی

 

همایش بررسی مسایل علوم اجتماعی ایران

 

همایش توسط انجمن جامعه شناسی ایران با حمایت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، در روز چهارشنبه و پنج شنبه 13 و 14 اردیبهشت ماه برگزار شد.

میتوان گفت، انجمن جامعه شناسی ایران مهمترین، فعالترین و بزرگترین انجمن علوم اجتماعی و احتمالا علوم انسانی در حال حاضر است .

 

 خلاصه مباحث و جلسات

 

     سخنرانی دکتر خرمشاد دارای دو بخش بود، یکی بحث علمی و دیگری یک راهکار و پیشنهاد. در بخش اول ایشان مسایل علوم اجتماعی ایران را در حال حاضر توسعه اجتماعی و فقدان زبان مشترک و دیالوگ میان علم و جامعه بیان کردند. او بحث علمی خود را به اینجا منتهی کرد که یکی از برنامه هایم کمک به رشد علوم انسانی است، و برای این کار چون می دانستم که سازمان ملل در این موضوع کار کرده، در یک جلسه ای از آنان درخواست کمک کردم " دست یاری به سوی آنان دراز کردم " و آنان گفتند که برنامه مشخصی ندارند که به ما بدهند و در نهایت به این توافق رسیدیم که شبکه های علمی با محوریت ایران در منطقه راه اندازی کنیم و نیز در شبکه های قاره ای و جهانی ارتباطات علمی ایران را افزایش دهیم و آنها در این کار کمک و همکاری می کنند. ایشان پیشنهاد دادن طرح در این زمینه را به انجمن و یا گروههای علوم اجتماعی دانشگاههای دیگر دادند، و می تواند با محوریت انجمن جامعه شناسی صورت بگیرد.

             

میزگرد طرح توسعه علوم اجتماعی

 

                این میزگرد با مدیریت دکتر محمد عبدالهی در موضوع چارچوب نظری طرح توسعه علوم اجتماعی در ایران، دکتر محمد امین قانعی راد در موضوع تعاملات و ارتباطات در بین کارگزاران علوم اجتماعی و دکتر پرویز اجلالی در موضوع طرح بازسازی و توسعه علوم اجتماعی و دکتر مسعود چلبی برگزار شد.

            هریک از سخنرانان به محوری از بحث مشکل علوم اجتماعی در ایران و راهکارهای بهبود وضعیت آن پرداختند، و در انتها دکتر اجلالی طرح جامع،  دقیق و مفصل بازسازی آموزش علوم اجتماعی را توضیح دادند. این طرح با صرف وقت بسیاری در یک گروه متخصص تحقیقی- برنامه ریزی در انجمن جامعه شناسی ایران تهیه شده و آماده اجرا است، و قرار است به زودی چاپ شود. دکتر اجلالی از همه فعالان این حوزه خواستند که نظرات و پیشنهادات خود را در جهت اصلاح طرح با انجمن در میان بگذارند.

 

در بعدازظهر با حضور هیات رییسه، اساتید به سخنرانی پرداختند.

دکتر لهسایی زاده از اساتید قدیمی و مطرح دانشگاه شیراز ویژگیهای یک استاد جامعه شناسی را بیان کردند، که بیشتر شبیه به توصیه های اخلاقی بود نه مقاله ای علمی.

دکتر زکی هم پایان نامه های رشته علوم اجتماعی را به روش تحلیل ثانویه بررسی کرده بودند و یکی از نتایج تحقیق ایشان این است که از موضوعات دسته بندی شده، موضوعات فرهنگی بیشترین مورد بود و بعد خانواده و آموزش و پرورش.

دکتر زاهد هم در مورد علوم اجتماعی بومی در ایران مطلبی را ارایه دادند که بحث ایشان تکراری بود و دارای نکته جدید و یا روش نویی نبود.

دکتر آزاد نیز با توجه به موضوع همایش و بحث دکتر زاهد به بحث بومی کردن علوم اجتماعی انتقاد کردند و آنرا تهدیدی برای علوم اجتماعی در حال حاضر دانستند. ایشان موقعیت کنونی جامعه شناسی را به علت حضور همزمان چهار نسل جامعه شناسان در کنار هم موقعیتی استثنایی بیان کردند که حتی در آمریکا و کشورهای غربی وجود نداشت. مناقشه ها و اشکالهای که در مقابل جامعه شناسان بوده به قرار زیر عنوان کردند:

مناقشه نسل اول، اثبات علم بودن جامعه شناسی (جامعه شناسان فلسفی). مناقشه نسل دوم، کاربرد جامعه شناسی، در این دوران تفکر سازمانی و توسعه و نوسازی حاکم بود(مهندسی اجتماعی). مناقشه نسل سوم بحث اسلامی بودن جامعه شناسی و انطباق آن با دین و مذهب بود( جامعه شناسان بنیاد گرا). برای نسل چهارم توضیح و تبیین زندگی روزمره در دنیای مدرن و پسا مدرن ( مطالعات فرهنگی). همه این مناقشات از بیرون بر جامعه شناسی وارد شده است و آنرا به چالش کشیده است و جالب اینجاست که هیچ نسلی به هر دلیلی نتوانست به این مناقشات پاسخ مناسبی بدهد، یعنی هنوز در حال حاضر تمام این مناقشات وجود دارند ولی از بحث غالب کنار رفته اند. ایشان ادعا می کردند که این جامعه شناسی که در حال حاضر در ایران وجود دارد همین جامعه شناسی بومی است و اگر کسی ادعای دیگری دارد، نظریات خود را مثلا به عنوان جامعه شناسی اسلامی بیان کند. اینکه ما مرتب تکرار کنیم که جامعه شناسی بومی نیست، اسلامی نیست، جز لطمه به جامعه شناسی و از بین بردن آن نتیجه ای نخواهد داشت.

 

بعد از استراحت مختصری میزگردهای تخصصی به طور همزمان در اتاق های دانشکده برگزار شد. 

             

                                     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 13:36  توسط رشیدی  | 

بر اساس دیدگاه بسیاری از عالمان و فیلسوفان علم، تولید علم در یک پارادایم صورت می گیرد، و هر کنشگر علمی دریک پارادایم در حال فعالبت است و بیرون از پارادایم ها پیش علم و یا شبه علم است .

حال ما دانشجویانی داریم که در کلاس اساتیدی درس خوانده اند که عموما خودشان هم نمی دانند به کدام پارادایم تعلق دارند و خودشان هم در پارادایم ها جابجا می شوند و اگر هم به اساتیدی بربخورند که در یک پارادایم کار کند چون هریک در یک پارادایم است دانشجو نمی تواند شناخت واعتقاد کافی نسبت به یک پارادایم  در خود ایجاد کند و در نتیجه نمی تواند در نهاد علم دارای کنش بشود. و اکثرا میان پیش فرضها و اصول کلی و پارادایم ها می ماند و گیج می شود.

حال ما از این دانشجو می خواهیم که پایان نامه بنویسد و تولید علم کند.

بر اساس نظر کوهن:"عدم اختلاف بر سر اصول همان چیزی است که بنای سامان یافته علم عادی را از فعالیتهای نسبتا نابسامان پیش علم توسعه نیافته متمایز می سازد. مطابق نظر کوهن، اختلاف همه جانبه و مناقشه مداوم روی اصول از ویژگیهای ممیز پیش علم است، به طوری که انجام پژوهشهای پیچیده و مفصل را امری غیر ممکن می سازد. تقریبا به تعداد پژوهشگران در هر حوزه، نظریه وجود خواهد داشت و هر نظریه پردازی ناگزیر است که که از نو آغاز به کار کند و رویکرد ویژه خود را توجیه کند."(چالمرز،1383،ص111)

البته مشکل دوچندان می شود وقتی به رشته مطالعات فرهنگی می رسیم، رشته ای نو دارای پارادایمی نو در علوم اجتماعی که خود هنوز کامل از پیش علم بیرون نیام