مطالعات فرهنگی
علم/ دانش/ معرفت/ فرهنگ/ گفتمان
( / به معنای يا است در نوشته های من)
آيا امکان دارد يک ضد علم و نقد کننده و زير سوال برنده و به چالشهای بنيانی کشاننده علم خودش بشود جزئی از آن، علم شود، از آن فراتر يک رشته از رشته های رسمی و اکادميک. جُک می شود، اصلا مطالعات فرهنگی از آنجا آغاز شد که به مخالفت با سيستم موجود آکادميک و کلاً قدرت و گفتمان غالب و مرسوم پرداخت. او ضد رشته ای و فرا رشته ای بود، آنگاه بشود خودش يک رشته ؟!!!!
اينهم همان قدرت و هژمونی گفتمان مدرن است که يک ضد خود را تبديل به جزئی از خود کرده، آنرا استحاله کرده و قدرت و اصالت آنرا از آن گرفته، حال در ايران اين موضوع دو چندان می شود چون هر دو وارداتی و تقليدی هستند. تقليدی دست و پا شکسته. چه شود! کپی برداری از يک چيز استحاله شده.(علم به معنای مدرن مد نظر است. اغلب شامل علم پوزیتیوستی. Scienceعلم = در مقابل دانش = knowledge ، علم نوعي دانش است.)
چند روزه که دارم در مورد روشهای تحقيق مطالعات فرهنگی مطالعه می کنم. مثلا روش تحليل گفتمان. ولی هنوز به آنچه می خواستم نرسيدم، تازه به چيزهايی هم که می رسم يا به جامعه ما ربطی ندارد.مثل بازتوليد اختلاف طبقالی در سيستم آموزشی. يا نمی شود در اين سيستم کپی برداری شده از آکادميک مدرن آنرا اجرا کرد. مثلا کار چند ماه و يک سال نيست. بايد چند سال وقت بگذاری. حداکثر در 6 ترم بايد تمام شود. اضافه سنوات می خوری. نمره کم می کنند. اخراج می شوی. يا اينکه نه چيزی را رد نه تاييد می کنی!!!! مگر می شود، آزمون پذيری در علم کجا می رود!!
تازه وقتی که بررسی و مطالعه می کنم با خودم فکر می کنم چرا حتی اساتيد ما حتی به اين روشها اشاره ای هم نکردند. درس دادن و رفرنس دادن پيش کش. البته طبيعی است. توضيح دادم. اينها هيچ، می سازيم. از اين متعجم و حرس می خورم که يک عدد استاد مهم اين رشته در ايران به من و پايان نامه من گير می دهد که روش آن مطالعات فرهنگی نيست. نمی دانم بخندم يا گريه کنم. چون هم خنده دار و هم گريه آور است. هيچ کس نيست به او بگويد مگر در طی اين چهار پنج واحدی که خودت به ما درس دادی اشاره ای کردی؟! يا يک رفرنسی معرفی کرده ای. درس دادن، ترجمه کتابهای آنها و غيره بخورد سرمون. نوشتن که مگه رويا می بينيم. می شود عجايب 8 گانه.
به اميد يا نا اميدی آينده اي بهتر!

اي سراغ داريد خبر كنيد. قالب خودم زيبايي مورد نظرم را تا حدي تامين مي كنه ولي ساده ست. مثلا قالب وبلاگ "خداي من" تقريبا حرفه اي است، و امكانات و قسمتهاي مختلفي دارد. مثلا در لينك. 







ای عشق همه بهانه از توست! 