جوابیه برخی مخالفان ازدواج موقت
چند نکته در مقدمه :
- من در این مطلب نه می خواهم بگویم ازدواج موقت خوب است نه می خواهم بگویم بد است. بلکه فقط می خواهم مطالب دیگرانی که می گویند بد است را زیر سوال ببرم. (پیش خودمان بماند البته شاید نتیجه این شد که خوب است ). به ویژه کسانی که ادعای مطالب علمی یا علوم اجتماعی و چیزهایی شبیه به آن می کنند یا درد جامعه و زنان و غیره دارند. اين يک جوابيه است.
- بیان یک نکته ضروری است که بحثها هیچ ربطی به دوستی ها ندارد یعنی من ممکن است در یک بحثی یک دوست خوبم را بشورم بگذارم کنار یا برعکس و این هیچ ربطی به رابطه دوستی ما ندارد و به آن هیچ لطمه ای نمی زند. پس به هیچ کس برنخورد. چون من فکر می کنم در بحث تعارف ها را باید کنار گذاشت و رک بود البته احترام سر جایش.
- برای نوشتن اين متن خيلی با خودم كلنجار رفتم به دلایل متعدد. ولی بالاخره خود را متقاعد کردم و گذاشتم در وبلاگ. فقط برای روشن کردن و آگاه کردن در مورد مسايلی است که فکر می کنم بايد ديگران هم بدانند، و شايد ديگران بايد نقد كنند.
اصل مطلب:
من ابتدا می خواهم پيش فرضهایی را زير سوال ببرم و در مقابل آنها علامت سوال بگذارم. پيش فرضهايی که پيش فرضهای گفتمان مدرن است. پيش فرضهايی که اغلب ما بدون فکر کردن آنها را بديهی و درست در نظر می گيريم.
1- جامعه شناسی علمی بيطرف است. اين پيش فرض که از ابتدا بر روی آن مناقشه بوده و الآن در رويکردهای جديد چنين ادعايی را کنار گذاشته اند و حتی صراحتاً خود را جهت دار اعلام می کنند. همچون فمينيسم ها - که برخی از دوستان به آنها علاقه و گرايش دارند- ، مارکسيست ها و نئومارکسيست ها و مطالعات فرهنگی ها و .. .
2- جامعه شناسی و علوم انسانی -به معنای مدرن آن- از انسان و جامعه آگاهی کافی دارد و می تواند برای آن تعيين تکليف کند و راه درست و بهتر را به آن نشان دهد. ( نگاه کنيد به ارزش در جامعه شناسی نوشته آقای کاشانی). خود جامعه شناسان هم خیلی چنین ادعایی ندارند و اگر چنین ادعایی بکنند دیگر بی طرف نیستند. همچون آن گروههای که نام بردم.
حال يک جور ديگر می خواهم دفاع کنم.
فرض می کنيم اين پيش فرضها همه درست. منم می شوم يک جامعه شناس مدرن.
شما می گوييد اين کار بدی است و غلط. با کلمات مسخ کننده جامعه شناسانه می گوييد برای جامعه مناسب نيست، به زنان و جنس مونث ظلم می شود، يا نهاد خانواده دچار تزلزل می شود و به آن آسيب می رسد، يا مردها بايد جلوی هوس بازی های خود را بگيرند. حرفهای زيبا و خلع سلاح کننده ای است. حقوق، جلوگيری از ظلم، رياضت، حفظ خانواده. ولی هيچ کس نيست بپرسد چه کسی و با چه استدلالی بايد به اين حرفها و اين راهکارها اعتماد کرد. اگر غرب برای ما نمونه عملی و تجربه شده اين راه حلها و حرفهای قشنگ است. که داريم می بينيم، از بين رفتن نهاد خانواده، رواج رسمی همجنس گرايي، سکس و ازدواج با حيوانات، رشد منفی جمعيت، چون ديگر کسی به خود زحمت بچه دار شدن و بچه بزرگ کردن را نمی دهد. چه ايرادی دارد، انسانها آزاد هستند و بايد از زندگی لذت ببرند. اين منطق گفتمان غرب است. پس مثلا همجنس بازی می شود طبيعت انسان و لزبين خود را از ظلم مردان و دنيای آنها دور می کند و ديگر به او مردی تجاوز نمی کند. چقدر زيبا!!!!؟؟؟
اينها همه به کنار، تازه حتی می آيند و برای آن توجيه علمی می آورند. برای آن نظريه ارائه می دهند. تعجب نکنيد اينها جزء نظريات رشته ماست. نظريات فمينيستي، نظريات همجنس گرايي و .. ، و در دانشگاهها دارای کرسی و گروه هستند. البته برای جامعه غربی کاملا عادی و موجه است، من با آنها مشکلی ندارم. به حال خودمان ... می گيرد که شده ايم مقلد اين جوامع. چه جامعه انسانی و خوبی، ببخشييد حواصم نبود البته که خوب است، آزادی، لذت، منم موافقم!
ولی ازدواج موقت، گفتيد بد است، نوجوانان را به گمراهی می کشد، موجب سوء استفاده مردان واقع می شوند. اِ پس آزادی کجا رفت، آنها آزادند هر جوری می خواهند زندگی کنند و هر کاری که مزاحم دیگران نباشند انجام دهند، اينجا خانواده و .. مهم شد!
من نمی دانم چرا هيچکس در مورد ازدواجهای رسمی همجنس بازها مطلبی نمی نويسد؟! و هيچکی دلش برای جامعه نمی سوزد و برای دختران مورد ظلم واقع شده.
باز همه اينها به كنار. فرض مي كنيم حرف شماهايي كه مي گوييد بد است درست. باشه قبول. حالا شما يك مدلي براي ساختار و نظام جنسي ارائه بدهيد. يك مدل ، يك تيپ ايده آل. بسم ا.. . مدلي كه قابليت اجرا داشته باشد و عملي باشد و كامل باشد و نقصي نداشته باشد و تمام نيازها هم تامين كند. بفرماييد. نقد كردن خوب است ولي يك مرحله اي است و اگر بودن جايگزين بهتر باشد ناقص است، به ويژه وقتي كه موضوع جامعه و به فعاليت هاي روزمره انسانها برمي گردد. انسانها منتظر نمي مانند تا شما يك الگويي بياوريد و آنگاه آنها عمل كنند. بلكه جامعه راهش را مي رود و عوامل بسياري دخيل هستند در اينكه براي برآوردن نيازهاي خود چه راهي و چه گزينه اي را از ميان راهها و گزينه هاي موجود انتخاب مي كند.
تمام شد. فعلا همین