غول يا بُت امتحان
من امروز يك امتحان داشتم . با وجود آمادگي نسبي و اوپن بوك بودن امتحان ، داشتم با سختي ها، دلشوره ها ، اضطرابهاي و .. اون دست و پنجه نرم مي كردم كه اين افكار به ذهنم اومد، البته بدون پيش زمينه و مطالعه قبلي هم نبوده.
من موندم با این سیستم آموزشی امتحانی و ماهایی که یک لحظه هم در درست بودن با نبودن آن فکر نکرده ایم! واقعا که! خودم را می گویم به کسی بر نخورد.
مگر نمی شود آموزش و پرورش بدون آزمون و امتحان، مگر در نظام های قدیمی و شاید خیلی جدید آزمون به این معنا وجود داشته يا دارد، یا حتی در همین نزدیکی خودمان در حوزه های علمیه ـ البته نه از نوع تحت پوشش حوزه قم که خود نوعی از مدرنیزاسیون است ـ آزمونی به این صورت نیست ولی سیستم آموزشی به کار خود ادامه می دهد و مشکلی در رسیدن به اهدافش ایجاد نشده (کاری به مشکلات دیگر حوزه ها ندارم) .
کمی فکر کنیم، فوکو نکات زیبایی در این زمینه بیان می کند، واقعا انسان یک لحضه شکه می شود! اَ اَ اَ ! من چرا تا الان به این موضوع فکر نکرده بودم. چقدر گفتمان حاکم بر ما تسلط دارد و گویی ما را مسخ کرده است . سیستم ها و نظامهایی که در آن زندگی می کنیم و اصلا در مورد اینکه می شود جور دیگری هم باشد، یک لحظه فکر نمی کنیم. مثل اینکه در ناخودآگاه ما اینگونه نقش بسته، نمی دانم؟ احتمالا! شاید هم انسان باید اینگونه باشد تا بتواند راحت زندگی کند وگرنه همیشه دچار تردید و تغییر است. (مثل همه زندگی کن چرا به همه چی گیر می دی؟! و..) به هر حال من که نمی پسندم این گونه زندگی کردن را .
در مورد اینکه: آموزش امتحانی چه ویژگیهایی داره ؟ ربطش با مدرنیته چیه؟ آموزش بدون آزمون به این معنا که ما داریم چه جوری میشه؟ یا جایگزین این چیزی که من نقد می کنم چیه؟ و ... ، موضوعاتی هست که بعدا به اونا می پردازم .
اگه كسي دوست داره در اين موضوع مطالعه كنه، بحثهای فوکو ، ایلیچ و دیگراني كه الان يادم نيست، می تونه مفید باشه.
خوشحال می شم شما هم مشارکت داشته باشید و نظراتتون رو برام بفرستید. حتما استفاده می کنم.
